تأمّل
1 دی 1404
حتما برایتان پیش آمده که کسی بگوید میخواهد کمی بیشتر روی فلان موضوع تامّل یا Reflection کند.
یا در اطرافیان دیدهاید که از واژهی Meditation برای نوعی مراقبه مذهبی استفاده کنند.
نخستین بار که به شکلی جدیتر به واژهی تامّل اندیشیدم، زمانی بود که با کتاب تأملات مارکوس اورلیوس مواجه شدم.
معادل انگلیسی آن را معمولا Meditation یا Speculation میآورند که اشاره به اندیشیدن روشمند در موضوعی خاص به هدف بررسی دقیق و شناخت آن دارد. تامل در گفتمان عرفانی، دریافت شهودی و تعمق و دقت در امور با تمرکز کامل فکر و حواس؛ آنچه گاه مراقبه خوانده میشود است.(1)
دیکشنری لانگمن دربارهی واژه Meditation علاوه بر اشاره به فعالیت Meditation که در آن فرد در جهت آسودهسازی خویش تمرین میکند تا ذهن خود را از افکار و احساسات خالی نماید میگوید:
The act of thinking deeply and seriously about something
همچنین در بررسی معنای واژهی Reflection دو کاربرد را مطرح میکند:
1) An image reflected in a mirror or similar surface
که معنای مد نظر آن انعکاس است. درست مانند تصویر چیزی که در آب افتاده است.
2) Careful thought or an idea or opinion
بدین ترتیب اگر به واژهی Reflection نیز بنگریم، انگار میتوان آن را انعکاس یک سری تصویر در ذهن خود انگاشت.(2)
در فرهنگ دهخدا نیز، تامّل به چند معنای مشابه بالا مطرح شده است. از جمله، نیک نگریستن[در چیزی]، اندیشیدن تا عاقبت کاری معلوم شود، اندیشه کردن و تفکر.(3)
همچنین مثالهای از کاربرد این واژه در کلیله و دمنه و گلستان سعدی میآورد:
“و هر که از فیض آسمانی و عقل غریزی بهرهمند شد… و در تجارب متقدمان تامل عاقلانه واجب دید، آرزوهای دنیا بیابد و در آخرت نیکبخت گردد.”(4)
“پادشاه را در همه معانی… تامل و تثبت(پا برجا بودن) واجب است.”(4)
“بعد از تامل این معنی مصلحت آن دیدم که در نشیمن عزلت نشینم و دامن صحبت فراچینم.” (5)
یا در جایی دیگر از سعدی مثال میآورد:
هر چه کوته نظرانند بر ایشان پیمای
که حریفان ز مُل و من ز تامل مستم
و از حافظ:
رند عالمسوز را با مصلحتبینی چه کار
کار ملک است آن که تدبیر و تامل بایدش
اما وقتی من عنوان مجموعه ای را تأمّلات گذاشتهام یا از واژهی تأمّل در متنی استفاده کردهام، منظورم مجموعه نوشتههای بازاندیشانهایست که از تمرکز بر تجربهی ذهنی خویش از درون نگری و بررسی احساسات و افکار خود حاصل آمده است. بدین ترتیب تأمّلات برای من بیشتر تجربه محورند و از دل تجربیات زیسته بیرون میآیند و لزوما ساختارمند نیستند. به همین خاطر همراه با خاطرات به شکل نسبتا خام خود منتشر میگردند.
منابع:
یک. کتاب فرهنگ مفاهیم فلسفی از بابک احمدی؛ مدخل تأمّل(لینک)
دو. کتاب دیکشنری لانگمن(لینک)
سه. فرهنگ دهخدا؛ مدخل تأمّل(لینک)
چهار. کتاب کلیله و دمنه نصرالله منشی(لینک)
پنج. کتاب گلستان سعدی(لینک)