فرهنگنامه شخصی
27 آذر 1404مثلی چینی هست که می گوید: “نخستین گام به سوی خرد این است که نام چیزها را درست یاد بگیریم.”(1)
در کتاب مقدس نیز نقش کلام در بالاترین سطح خود بیان شده است:
“در آغاز کلمه بود، کلمه با خدا بود، و کلمه، خدا بود”(2)
وقتی به سفر پیدایش نظر میافکنیم، میبینیم که پدیدار شدن موجودات در گرو امر خداوند بوده است، چندان که:
“و خدا گفت:((روشنایی بشود)) و روشنایی شد”(3)
این ماجرا در قرآن نیز به شکلی دیگر تکرار میگردد، آنجا که خداوند می گوید:
” کن فیکون”(4)
اگر رد روایات اساطیری را در طول تاریخ بگیریم، در مییابیم که گفتن خدا و بلافاصله شدن، ریشه در اساطیر سومر دارد(تمدنی که در هزارهی سوم قبل از میلاد در بینالنهرین میزیسته است)(5)
گویی از دوران باستان انسان نقشی برای زبان قائل بوده که فراتر از کاربردهای روزمرهی آن جهت رفع نیازهای معمول است.
در واقع زبان پیوسته با تفکر انسان است به طوری که تجربهی تفکر آگاهانه، جز با استفاده از ابزار کلمات، ممکن نخواهد بود. در ثانی یکی از مهمترین وسایل ایجاد ارتباط در اجداد راست قامت ما(منظور هوموارکتوس است) استفاده از نوعی زبان بوده که امکان انتقال پیام و آموزش به یکدیگر و نسلهای بعدی را به آنها میداده است.(6) آنچه که مسجل است توانایی نماد سازی و نماد پردازی و بهره بردن از استعاره، به خصوص پس از انقلاب شناختی در انسان خردمند خردمند است که در خدمت فرگشت نوع بشر تاکنون بوده است.(7)
بنابراین، قدمت زبان، هم ارز با قدمت بشر است و طبیعیست که برای انسان، این خصیصه یعنی زبانورزی چنین مقدس باشد.
پیوستگی ذهن بشر با زبان چنان است که نمیتوان تصور کرد بدون آن تمدن و در پی آن این سبک زندگی معاصر ما شکل میگرفت.
با اینکه زبان، بال پرواز ذهن آدمیست اما در به کار بردن آن ابزارها و فنونی لازم است که احتمال ایجاد سوءتفاهم یا سوءبرداشت را به حداقل برساند. زیرا آفتهایی در کمین زبان است که مانند تیری به بالهای تفکر انسان مینشیند و او را به سادگی به دام میافکند؛ آفتهایی من جمله ابهام یا ایهام(که اگر در جای مناسب خود بنشینند چه بسا به زیبایی متن بیفزایند) یا به طور کلی عباراتی که با کاربرد نابجا منجر به کژفهمی خواننده میشوند.
به همین خاطر برآن شدم که از همین ابتدای راه به تدریج فرهنگنامهای شخصی در وبسایت فراهم آورم تا در ادامه به موازات تهیه دیگر نوشتهها، به تکمیل آن نیز بپردازم.
نخستین هدفم از این کار به دست دادن منبعی مختصر برای خوانندهی گرامیست تا در مواجهه با واژهها، نمادها و عباراتی که در نوشتههای خود به کار میبرم، اسیر ابهام یا سوءفهم نگردد. به علاوه به مرور زمان شبکهای از معانی شکل خواهد گرفت که منبع تغذیه نوشتههای مختلف خواهد شد. هم چنین این روند به افزایش دقت نظر من در گزینش و چینش واژهها یاری خواهد رساند.
پینوشت یک: در تهیه این فهرست هیچ عجلهای ندارم و مایلم همزمان با پیشروی خود در کسب دانش و تجربه به پروردن آن نیز رسیدگی کنم. لازم به ذکر است که این فرهنگنامه کاملا شخصیست و دانشجویی نوپا برای بهبود درک و اصلاح کژفهمیهای خود، آن را اداره میکند. بنابراین ادعایی در این زمینه ندارم.
پینوشت دو: این فرهنگنامه پروژهای برای کامل شدن نیست بلکه مسیریست جهت دقیقتر دیدن.
فهرست:
یک. فهرست واژهها، نمادها و اصطلاحات
.
.
منابع:
1. کتاب یکپارچگی دانش، از ادوارد ویلسون؛ مقدمه(لینک)
2. کتاب عهد جدید؛ یوحنا(لینک)
3. کتاب عهد قدیم؛ سفر پیدایش(لینک)
4. کتاب قرآن؛ سوره بقره(لینک)
5. کتاب اساطیر خاورمیانه، از عباس مخبر؛ اساطیر سومر(لینک)
6. کتاب جهش اجتماعی، از ویلیام فون هیپل؛ خروج از آفریقا(لینک)
7. پادکست خداحافظ آفریقا، حامد وحدتی نسب(لینک)