معیار
11 دی 1404
بارها پیش آمده که وقتی ادعایی کردهام دیگران از من پرسیدهاند که: “ملاک تو چیست؟ بر اساس چه معیاری این ارزیابی را انجام دادهای؟ و…”
راستش را بخواهید یکی از نقطه ضعفهای همیشگی من ابهام در معیار بوده و همین منجر به خطازنی بسیار در روندهای فکریم میشده است.
حس میکنم برای بهتر به کار بردن معیار در ارزیابیها و نهایتا شکل دادن استدلالها، قدم اول میتواند بررسی معنا و مفهوم این ابزار فلسفی باشد.
فرهنگ دهخدا، اندازه و پیمانه، وسیلهی سنجش، محک، سنگ محک، قدر و منزلت را به عنوان معانی معیار در نظر میگیرد.(1)
دیکشنری لانگمن هم Criterion را اینگونه شرح میدهد:
A standard that you use to judge something or make a decision about something.
و ریشهی آن را از واژهی kriterion و krinein یونانی به معنای to judge or to decide میداند.(2)
در متون علمی و پزشکی، بسیار پیش میآید که از واژهی Criteria یا کرایتریا استفاده کنند. Criteria حالت جمع Criterion است. مثلا کرایتریای تشخیصی افسردگی، اسکیزوفرنیا، لوپوس و… .
فرهنگ مفاهیم فلسفی، ملاک، معیار، میزان یا criterion را شرطی بسنده برای فهم وجود، رویداد یا دگرگونی امری [مورد بحث] میداند. همچنین آن را به عنوان اصل یا استاندهای برای هر نوع داوری یا سنجش به کار می گیرد؛ میزانی که با آن میتوان هویت و معنای امور، رویدادها یا اندیشهها را تعیین کرد.
به علاوه معیار را آنچه به وسیلهی عرف یا قرارداد به عنوان سرمشق یا نمونه میتواند برای ارزیابی و قیاس ارزشی امور و در نتیجه گزینش میان امور به کار رود در نظر میگیرد.(3)
در کتاب جعبه ابزار فیلسوف اما، نویسنده به نتیجهای جامع دربارهی مفهوم معیار نمیرسد. گرچه در ابتدا تعریفی کلی مثل(( [معیار]، شاخصی که به وسیلهی آن دربارهی چیزی قضاوت یا تصمیمگیری میشود [است])) به دست میدهد اما در ادامه_به خصوص با پرداختن به نگاه ویتگنشتاینی_ به چالشهای مرتبط با مفهوم آن اشاره میکند.(برای توضیح بیشتر به کتاب(4) مراجعه کنید)
بنابراین وقتی از معیار یا ملاک سخن میگوییم در واقع به شرط و مبنایی اشاره داریم که بر اساس آن، قضاوتمان را ارزیابی کرده و رای نهایی را صادر میکنیم.
با این همه چالشهای بسیاری درباره مفهوم معیار وجود دارد. مثلا اینکه معیار را چه کسی و چطور تعیین میکند؟ معیارها چگونه مشروع میشوند؟ معیارها با ساختار قدرت چه تناسبی دارند؟
پرداختن به این مسائل نیز در جای خود حائز اهمیت خواهد بود.
منابع:
یک. فرهنگ دهخدا؛ مدخل معیار(لینک)
دو. فرهنگ لانگمن؛ مدخل criterion(لینک)
سه. فرهنگ مفاهیم فلسفی؛ مدخل معیار(لینک)
چهار. کتاب جعبه ابزار فیلسوف؛ معیار(لینک)