چرک‌نویس‌ها؛ گزارش‌هایی از حیرانی یک دانشجو

چرک‌نویس‌ها؛ گزارش‌هایی از حیرانی یک دانشجو

9 دی 1404
نویسنده: علیرضا زارعی
بدون دیدگاه

شاید برایتان سوال باشد که “چرا حیرانی؟”

سر کلاس‌های تاریخ فلسفه‌ی آکادمی شمسه بود که مدرس جمله‌ای را گفت:


گام نخست در فلسفه، حیرت کردن است.

با خود می‌گفتم که می‌توان این گزاره را بسیار بسط داد؛ می‌توان مدعی شد که گام نخست انسان در مواجهه‌ی واقعی با جهان، حیرت است.

 

انسان در مواجهه با ناشناخته‌های جهان دچار نوعی حیرت می‌شود و تمام تلاشش را می‌کند تا از رهگذر هر گونه از دانش اعم از اسطوره، فلسفه، علم و… از این حیرت بگذرد. به عبارتی آدمی وقتی خود را در جهانی ناشناخته می‌یابد، اسیر آشوبی سر‌در‌گم‌کننده می‌شود و با اذعان به نادانی خود، تلاش می‌کند روایتی به دست دهد تا آن جهان ناشناخته و پرآشوب را به جهانی شناخته و منظم مبدل سازد.

 

ارسطو نیز در جایی می‌گوید:


کسی که دچار حیرت است و شگفتی می‌کند، خود را نادان می‌انگارد.

و به نظر می‌رسد این‌جا درست جایی‌ست که فهم حاصل می‌شود. حال این فهم می‌تواند ناقص و کژ باشد، می‌تواند کامل و متناسب با واقعیات موجود در جهان.

 

در سنت عرفانی نیز تجربه‌ی حیرت(البته در معنایی کلی‌تر)، بسیار ستوده شده است. چندان که مولانا می‌گوید:

زیرکی بگذار و حیرانی بخر
زیرکی ظنّ است و حیرانی نظر

 

به هر حال، برای دانشجویی کنجکاو چون من، حیرت، نقطه‌ی آغاز کاوش است؛ کاوشی دنباله‌دار که گاه ممکن است سال‌ها به طول انجامد.

 

اما هیچ‌گاه پیش نیامده که مسیر کاوشم، مسیری یکنواخت و سر راست باشد؛ معمولا مدتی درباره‌ی ایده‌ای یا شخصی مطالعه می‌کنم و به هر علتی من جمله پیش آمدن کاری دیگر یا تغییر شرایط و… روند تحقیق دچار تغییر می‌گردد.
این مسئله چه بسا که باعث رها کردن کار شود و هر چه ریسیده بودم را پنبه کند.

 

از سویی دیگر، راستش را بخواهید نمی‌توانم بدون نوشتن خوب فکر کنم. خدا بیامرزد آن جماعتی را که در طول تاریخ، خط و نوشتن را اختراع کردند. شاید هم باید باید بگویم خدا نیامرزدشان. چرا که ما را از چاله‌ی ناآگاهیِ زندگیِ یکسره حیوانیمان بیرون کشیدند و به چاه آگاهی انداختند. حال چندان وابسته به نوشتن شده‌ام که بدون آن نمی‌توانم ادعا کنم که چیزی را فهمیده‌ام.

 


به قول مونتی:


فقط وقتی که می‌نویسم فکر می‌کنم.

از همین روست که معمولا پای هر کتاب یا دوره‌ی آموزشی که می‌نشینم، کاغذ یا دفتری کنارم باز است و باید آموزه‌های آن را صورتبندی و خلاصه کنم و تأمّلاتی را که به ذهنم می‌رسد، در جایی یادداشت نمایم.

 

بعضی اوقات از خود می‌پرسم که:

آیا فهم من از موضوع مورد مطالعه‌ام کافی بوده است؟


هر چند گاه طی گفتگو با هوش مصنوعی فهم خود را مورد ارزیابی قرار می‌دهم، اما معمولا با هر بار ارزیابی، هوش مصنوعی پاسخی متفاوت می‌دهد و گویی که از افراد مختلفی نظر پرسیده باشی، چندان نمی‌توان به یک ایده‌ی منسجم و مشترک رسید.

 

در این‌جا مایلم یادداشت‌هایی را که به مرور زمان طی مطالعات پراکنده‌ی خود در زمینه‌های مختلف شکل داده‌ام، به صورتی حتی‌الامکان منسجم، منتشر نمایم تا با در معرض نقد گذاشتنشان از شما خواننده‌ی محترم تقاضا کنم در بهتر کردن فهم خود از موضوع مورد مطالعه، یاریم کنید.

 

این مجموعه یادداشت‌ها، شامل مطالعات پراکنده ایست که سر و ته واضحی ندارند اما به طور کلی حول یک سری سوال بنیادین دردسرساز می‌گردند که مرا مجبور به طی این طریق کرده‌اند.

 

ممکن است گستردگی موضوعات شما را متعجب یا حتی دلزده کند. بگذارید روایتی را برایتان بگویم که خود نیز نمی‌دانم از کجا شنیده‌ام:


روزی رزیدنت سال یک روانپزشکی، از استاد با‌تجربه‌ی خود می‌پرسد:
استاد، چه چیزهایی باید بلد باشیم؟

استاد با تعجب به او نگاه می‌کند و می‌گوید:
مگر چیزی هست که روانپزشک نباید بلد باشد؟

 

گرچه گفته‌ی استاد او بسیار اغراق آمیز به نظر می‌رسد اما در عمل، کار روانپزشک مشابه بقالی یا عطاریست؛ کسی که با روح و روان انسان سر و کار دارد، تقریبا با همه چیز مواجه می‌شود و نمی‌تواند به سادگی خیلی از موضوعات را از حیطه‌ی کار خود فاکتور بگیرد.

گذشته از این، به قول پدرم، بچه‌ی جانگرفته‌ای هستم و نمی‌توانم به سادگی روی یک موضوع بمانم و پیش بروم. ناچارم که مدام بین حیطه‌های مختلف ارتباط برقرار کنم و تلاش کنم تا فهمی چند جانبه و کلی حاصل آید.

 

حال بیایید به سوالی دیگر پاسخ دهیم:

چرا چرک‌نویس؟

 

در دبستان وقتی می‌خواستیم انشایی آماده کنیم ، ابتدا آن را بر کاغذی باطله می‌نوشتیم و از هیچ خطا یا بی‌نظمی خاصی ابا نداشتیم. تازه بعد از تکمیل چرک‌نویس بود، که نوشته را پاک‌نویس کرده و در دفتر انشاء قرار می‌دادیم.

 

دلیل نام‌گذاری این مجموعه نیز از همین روایت کودکی می‌آید. این مجموعه قرار نیست پاسخی نهایی ارائه دهد یا در موضع آموزگار، تلاش کند به خواننده چیزی را بیاموزد. این یادداشت‌ها قرار نیست بدون تغییر و ثابت بمانند و احتمالا در طول زمان و مواجهه‌ی من با منابع و تجربیات بیش‌تر، تغییراتی ریز و درشت را به خود خواهند دید.


این سلسله یادداشت‌ها در واقع کوششی است برای منظم ساختن ذهن من و اصلاح کژفهمی‌هایی که در آموختن هر آموزه داشته‌ام.

 

ضمن این‌که من‌ دانشجوی تخصصی هر رشته یا زمینه‌‌ای که در این‌جا به آن‌ها پرداخته می‌شود نیستم و سعی دارم با جستجویی میان‌رشته‌ای درکی نسبتا کلی و تا حد امکان منسجم از موضوعات مورد مطالعه کسب کنم.

 

امید آن‌که در این راه یاریم کنید.

 

با بیان کردن این مقدمه مایلم که کار را بیاغازم. در این‌جا فهرست مجموعه‌ی چرک‌نویس‌ها را خواهید دید.

 

نوشتن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *